منوی اصلی
پورتال غزاله
  • یکشنبه 29 فروردین 1395 05:52 ق.ظ نظرات ()

    دانلود رمان عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

    دانلود رمان عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

     

    نام رمان : عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده)

    نویسنده : Sanaz.MF کاربر انجمن نودهشتیا

    حجم کتاب : ۱٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

    ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

    تعداد صفحات : ۱۶۶

    خلاصه داستان :

    الان نوزده سال از گمشده دوقلو های ایناز میگذره… هر چهارنفری که دارای قدرت کنترل عناصر هستن نگرانن که قدرت انها به کی میرسه… عنصر پدرام و نیلو باید به افشین و ارشیا میرسید اما خبری نیست… همه نگرانن که نکنه نسل کنترل کنندگان عناصر از بین بره…
    تو این بین ایل ناز و الناز مدرسه اشون تموم میشه و پدرشون اجازه ی کنکور دادن نمیده و اونا هم که خودشون مشتاق نبودن میرن دنبال کار و واسه وضعیت بد مالیشون مجبور به کار در خانه ها میشن و از قضا میرن به خونه ی نیلوفر حمیدی و پدرام و امیری.

     

    قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

    پسورد : www.98ia.com

     

    دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

    دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

    دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

    دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

    دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

    دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

     

    قسمتی از متن رمان :

    ***ایل ناز***
    پاهام و به دیوار تکیه زدم و روزنامه رو پرت کردم یه گوشه… الناز با صدای خسته ای گفت:
    : پیدا نکردی؟؟؟
    : نیست که نیست که نیست. حالا چه غلطی بکنیم؟؟
    با لحن با نمکی که همیشه من و به خنده می انداخت گفت:
    : میریم به ددی میگیم اجازه صادر کنه ما تو کنکور شرکت کنیم اون وقت میریم پی درس و مشقمون..
    به پهلو خوابیدم و دستم و زیر سرم گذاشتم… لبخندی زدم:
    : بی خیال بابا… ما اگه درس خون بودیم سال دوم دبیرستان نمیفتادیم.
    زد زیر خنده:
    : اون که بخاطر اون امتحان خط بود.
    نیشخندی زدم:
    : سه سال هنر خوندیم بالاخره هم نتونستیم یه بار درست بنویسیم… تازه امتحان فزیک هم بوداااا اونم افتادیم… شهریورم قبول نشدیم.
    : بس که ما نمونه ایم..
    نشستم… روزنامه بعدی و برداشتم و گفتم:
    : الی دارم روانی میشم…
    جوابی نداد… با تعجب سرم و اوردم بالا و بهش نگاه کردم که دیدم تو فکره داد زدم:
    : الی… الناااز…
    به خودش اومد و با گیجی گفت:
    : ها؟؟چته؟؟؟
    : کجایی دختر؟؟؟
    با لحن پر تردیدی گفت:
    : میگم ایل ناز هستی بریمتو خونه مردم کار کنیم؟؟؟
    چشمام گرد شد و اخمی کردم:
    : چشمم روشن همین مونده… تو یه درصد واسه غرورت ارزش قاعلی…؟!


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • دیدگاه ها
    دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید :

     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو